...همسفر
کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود
همـیشـه خـــــودت بـاش ... دیگـــــران بـه انـدازه کافــــی هســتند ... نبودنِ تو فقط نبودنِ تو نیست نبودنِ خیلی چیزهاست !! ... کلاه روی سَرم نمیایستد ؛ شعر نمیچسبد ؛ پول در جیبم دوام نمیآورد ؛ نمک از نان رفته ؛ خنکی از آب ؛ من بیتو فقیر شدهام ... متن آهنگ: وقتي گريبان عدم با دست خلقت مي دريد وقتي ابد چشم تو را پيش از ازل مي آفريد وقتي زمين ناز تو را در آسمان ها مي كشيد وقتي عطش طعم تو را با اشك هايم مي چشيد من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلي چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي يك آن شد اين عاشق شدن، دنيا همان يك لحظه بود آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتي كه من عاشق شدم، شيطان به نامم سجده كرد آدم زميني تر شده و عالم به آدم سجده كرد من بودم و چشمان تو، نه آتشي و نه گلی چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلی *** + من عاشق این آهنگم...
مَڪانے
بـَرايَتــ بـِهـتـَر از دِلـَـم نـَدارم، تَـنگے اش را
بِـﮧ لـُطفـ ــ خـُـودَتـ ــ ببِـَـخـش...
گفتم مادر! ...
گفت: جانم
گفتم درد دارم! ...
گفت: بجانم
گفتم خسته ام! ...
گفت: پریشانم گفتم گرسنه ام! ..
گفت : بخور از سهمِ نانم
... ... ... ...
گفتم کجا بخوابم! ... گفت: روی چشمانم
اما یک بار نگفتم:
مادر من خوبم
شادم...!
همیشه از درد گفتم
و از رنج *** + تصاویری زیبا از عشق مادر در ادامه مطلب:
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است. شاید این بدین معناست که پایانِ نماز، آغازِ دیدار است... زیاده خواه نیستم! جاده ی شمال ... یک کلبه ی جنگلی ... یک میز
کوچک چوبی با دو تا صندلی ... کمی
هیزم ... کمی آتش
... مه جنگل ... کمی تاریکی محض ... کمی
مستی ... کمی
مهتاب ... برای حال
بیشتر ... چند نخِ سیگار و بوی
یار ... و بوی
یار ... و بوی
یار ... *** نیکی
فیروزکوهی + معلّم عزیزم: اولین روزی که پا به دنیای گرم دبستان نهادم، چون نمی دانستم و نمی توانستم بدانم برایم قدری مشکل بود ساعاتی از روز را جدا از خانواده ام در این مکان بمانم اما کم کم با کمک شما خواندن و نوشتن را آموختم. با صدای "آ" گرمی آغوشت را حس کردم. با صدای "د" دعا کردن به درگاه خداوند را آموختم. با صدای "خ" خنده را بر لبانت حس کردم و شاد گشتم. با صدای "ج" جای خالی مادرم را پر کردی. و اینک من بهترین محبت ها را نثار دوست، بهترین عشق ها را نثار پدر و مادر، بهترین کلام ها را نثار خواهر و برادر و بهترین سپاس ها را نثار شما معلّم عزیزم می سازم. می دانید چگونه؟ با نوشتن چند کلام زیبا که از شما آموختم... *** + روز معلّم رو به همه ی معلم های خوبم به خصوص مامان گلم تبریک میگم... میدانی... بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی ! بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی ... عادتــــ نمیشوند ! بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکرند و دستــ نـخورده ! دیده ای ؟! ... ... شنیده ای ؟! بعضـــی ها بی نهایتـــ ــ ـند ! مـــــثل مـــــادر قاصـــ ـدک شعـ ــر مــرا از بــ ــر کن برو آن گوشـــ ـه باغ سمت آن نرگـــ ـس مســـ ـت و بخوان در گوشـــ ـش و بگو: یک نفر یاد تــ ـو را، بوی تــ ـو را لحظــ ـه ای از یاد نخواهــ ـد برد...
اگــــــــــــــر هـدفــی بــرای زنــدگــــی... دلـــی بــــرای دوسـت داشـتـــن...
و خـــدایـی بــرای پـــرستـــــش داری... خــــــــــو شـــــبــــــَـــــخـــــ ـــــتـــــــــــــــی!
وقتی که خانه نیستم کلید را دم پله اول زیر همان گلدان سفال همیشگی گذاشته ام... تا رویایت اگر آمد پشت در نمی ماند...!
دوســـــت بـِــــدار . . . ڪــارے که خـــــدا با تـــو مے ڪُــند. . .!
دیشب به یاد تو
هفت آسمان را
به جستجوی ستاره ات بوییدم
سرت را روی شانه ام بگذار
دیگر برایت نه حافظ می خوانم، نه شمس و نه حتی سهراب
فقط تو ... شعر تو را خواهم گفت ... و تو مرا داری ... برای همیشه! هر وقت گریه میکنی دستانم چشمانت را مینوازد هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافتهای هر گاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم، صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیدهام! من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم! دلم نمیخواهد غمت را ببینم میخواهم شاد باشی این را من میخواهم تو هم میتوانی این را بخواهی. خشنودی مرا... نگران نباش! دستانم قلبت را میفشارد شبها که خوابت نمیبرد فکر میکنی تنهایی؟ اما، نه من هم دل به دلت بیدارم! فقط کافیست خوب گوش بسپاری....


...Going to




| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |








